|
|
|
|
|
فصل جدید زندگی
روز چهار شنبه ۲۲ شهریور ماه ثبت نام کردم. این بار با ۴ سال پیش خیلی فرق داشت. اول این که تنها بودم.دوره کارشناسی مادرم با من برای ثبت نام آمد . دوم اینکه راه را کاملا بلد بودم . مسیری که برای چهارمین بار از آن می گذشتم و نگهبانی که مرا می شناخت و حتی مسئول ثبت نام. و سوم انکه جراتم خیلی زیادتر بود. خوب بعد از هزار تردید و به سر رساندن ۳ ماه سخت -سه ماه خیلی خیلی سخت - به این کابوس پایان دادم. سه ماهی که خود را هزار بار رو به روی جاده ای مه آلود دیدم و در تهران ماندم و کار کردم و زبانم را تکمیل کردم و با اتفاقات خانه ای که در آن زندگی می کردم ساختم و ...و شب را با این فکر که از اول مهر رشتم و باید بار دیگر برای ارشد بخوانم..... وقتی روز چهار شنبه به موسسه رفتم تصمیم داشتم تا بخواهم من را درباره تمام مزایایی که شنیده بودم مطمئن کنند...اما جالب که جو کاملا عکس بود و مسئول ثبت نام ان چنان تازه کار بود و نمی خواست پای مسئولیت بایستد که من این نقش را برای یکی دیگر از دانشجویان نوبت دوم بازی کردم . خانمی که با پدرش برای ثبت نام آمده بود و دلهره هایش درباره مسائل ساده ای چون خوابگاه هر لحظه بیشتر می شد.متاسفانه یا خوشبختانه من اطلاعاتم بیشتر بود.... با این همه برای ثبت نام خوابگاه ۲۷ همراه دیگر دانشجو ها باید اقدام کرد . گویا دو فیش ۱۵ هزار تومانی یا یک فیش ۴۳ هزار تومانی باید برای خوابگاه واریز کنیم و تا پایان دوره هم مثل دیگران چیزی نمی پردازیم! هزینه نوبت دوم این رشته هم چیزی حول ۶ میلیون تومان است.یک میلیون که همین ترم اول دادیم.۳ میلیون وام صندوق رفاه دانشجویان است که در چهار قصد ۷۵۰ هزار تومانی پرداخت می شود.یک سال بعد از فارق التحصیلی در اقساط شش ماهه باید پس داده شود.می ماند چقدر؟ ۲ میلیون . این مقدار باید تا زمان دفاع پایان نامه پس داده شود. یعنی در واقع من باید توی این دوسال ۲ میلیون کاسبی کنم و به قول دکتر منتظر قائم "کار سختی نیست" از همه کسانی که در این تصمیم یاری ام کردن متشکرم: ۱-پدر و مادرم که که برایم زحمت زیادی کشیدند همیشه همراه و مشوقم بودند هزینه ترم اول را دادند و ۲- خواهر و برادرم که به این کار تشویقم کردند. ۳-دکتر پوریان مدیر مسئول و سر دبیر "ماهنامه اقتصاد ایران" که نصیحتم کرد. ۴- دکتر منتظر قائم -دکتر دهقان- دکتر کوثری - دکتر محسنی تبریزی و دکتر عبدالهیان که در پایان دادن به این تردید من را یاری کردند ۵- دکتر عاملی که بعد از ثبت نام از کارشان دست کشیدند و بار دیگر با دانشجوی قدیمیشان صحبت کردند و کلی امیدوارم کردند. ۶- خانم افشاری که اطلاعات غیر رسمی ثبت نام خوابگاه را دادند ۷- معلم قدیمیم آقای جعفر شاد که اگر چه هنوز خبر قبولیم را ندارد اما قبل از همه حق به گردنم دارد ۸- خانم نژاد بهرام دوست محترم و عزیزم که که همیشه یاریگرم بود. و تمام کسانی که تاثیر گذار بودند اما نامشان از یادم رفته و نام بزرگی که از یادم نمی رود و فرای همه همراهم بوده است :خدای مهربانم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 14:15 توسط چیرانی
|
|
||