گروه مطالعات آمريكاي شمالي به عنواننخستين گروه موسسه مطالعات آمريكاي شمالي و اروپا در اسفند 1383 پايهگذاري شد. اينگروه با همكاري اساتيدي از گروههاي مختلف آموزشي دانشگاه تهران و ساير دانشگاههايكشور و همچنين اساتيد از دانشگاه هاي خارج از ايران دروس متنوعي را براي رشتهمطالعات آمريكاي شمالي (شامل ايالات متحده و كانادا) عرضه ميكند. اين گروه بارويكردي بينرشتهاي ميكوشد تا به شيوهاي خلاق دانشجويان را با تاريخ، ادبيات،اقتصادِ، سياست، جامعه و فرهنگ كشورهاي ايالات متحده و كانادا آشنا نمود، دركي جامعو تخصصي از اين حوزه مطالعاتي فراهم آورد. اين گروه گستره وسيعي از دانش و مهارت (از تحليل فيلمهاي سينمايي گرفته تا نحوه كار واشنگتن، جنگ ويتنام، رمان، بردگي،تولد جاز و ايالات متحده در امور جهاني) را براي فعاليتهاي آينده دانشجويان فراهمميسازد
اساتيد گروه مطالعات آمريكاي شمالي بارويكردي بينرشتهاي فرهنگ و سياست ايالات متحده و كانادا را در زمينه وسيعي ازتاريخ، ادبيات، اقتصاد و جامعه مورد بررسي قرار ميدهند تا دانشجويان دركي جامع ويكپارچه از فرهنگ و جامعه در ايالات متحده و كانادا به دست آورند. اولين گروهکارشناسي ارشد مطالعات آمريکا شمالي، در ترم دوم سال تحصيلي 1384-1385 پذيرش شدنددر اين دوره ضمن استفاده از اساتيد ايراني، اساتيد مهمان از دانشگاه نيويورک،دانشگاه بيرمنگام و دانشگاه آزاد بريتانيا تدريس مي کنند
مقدمه
در مقدمه طرح عناوين و شرح دروس رشته ي کارشناسي ارشد مطالعات آمريکاي شمالي-گرايش مطالعات فرهنگي، لازم است اشاره اي به زمينه ها و سابقه ي مطالعات فرهنگي در آمريکا بشود تا از اين طريق دسترسي ما به منابع مطالعاتي در اين رشته تا حدودي روشن شود. به موازات رشد مطالعات فرهنگي در بريتانيا، مطالعات فرهنگي در آمريکا بصورت غير متمرکز و با طبيعت نا متجانس و پراکنده در مراکز مختلف علمي آمريکا انجام مي شد. مي توان گفت ريشه هاي مطالعات فرهنگي در آمريکا بر خلاف بريتانيا، پراکنده و با تمايلات کمتر نسبت به انديشه هاي چپ صورت گرفته است. تمايلات به مطالعات فرهنگي در آمريکا لزوما از محيط دانشگاه شروع نشده است. بدليل واقعيت هاي مثل جنگ جهاني اول و دوم و شرايط بعد از جنگ بعضي از مسائل فرهنگي از فضاهاي غير دانشگاهي آغاز شده است. مسائل اجتماعي مثل نژاد و جنسيت ابتداء در يک مواجهات نژادي مثل برخوردهاي سفيد پوستان و رنگين پوستان اعم از سياه پوستان و يا سرخ پوستان مطرح شد و مورد بحث، تحليل و مواجهه نظري قرار گرفت و بعد در محافل علمي مطرح گرديد. مطالعه ي رسانه ها نيز بعنوان يک نياز تجاري و همچنين آکادميک وارد حوزه ي مطالعات فرهنگي شد. در هر دو کشور يعني آمريکا و بريتانيا، تاثيرات مسائل جنگ جهاني و مسائل بعد از جنگ و فضاي سلطه ي آمريکائي، تاثيرات جدي را در حوزه مطالعات آکادميک داشت و منجر به حضور تنوع دانشجوئي و علمي افراد به ريشه هاي نژادي و فرهنگي متنوع تر شد. از طرفي بايد گفت مطالعات آمريکا شناسي با مطالعات فرهنگ شناسي آمريکا آغاز شد. از آنجا که نهضت فکري جدي در آمريکا وجود داشت که بدنبال تدوين انديشه، فرهنگ و تمدن ملي آمريکا بودند، به مطالعات ميان رشته اي در حوزه ي آمريکا شناسي کشانده شدند و ناگذير بخش برجسته ي مطالعات آنها مرتبط مي شد به فرهنگ، ادبيات و تمدن آمريکا. اين مطالعات ريشه هاي متفاوتي داشت، ولي بطور قطع در شروع کار مطالعه ي فردريک جکسون ترنز تحت عنوان "اهميت طلايه داران در تاريخ آمريکا (1893) از اهميت زيادي برخوردار بود، در واقع فضاي توجه به پيشرفت موجب بهم ريختن نگاه رسمي به مقوله ها شد. در سال 1936 دانشگاه جورج واشنگيتن برنامه اي را تحت عنوان آمريکاشناسي آغاز کرد. در همان سال دانشگاه هاروارد يک دوره ليسانس در تاريخ تمدن آمريکا تاسيس کرد و کتابهاي خاصي مثل کار پرينگتون تحت عنوان رخدادهاي اساسي در انديشه آمريکائي (1930-1927) يا کتاب متيسون در خصوص رنسانس آمريکا (1941) نمونه هايي از کارهاي آن دوره ي هاروارد را به خود اختصاص داد. جين وايز ، معتقد است، هدف اصلي انديشمندان آمريکا شناسي بين سال هاي 1930 تا 1950، تدوين مفاهيم و معاني آمريکا بوده است، با اين فرض که يک هويت خاصي به نام "فکر آمريکائي" وجود دارد. فکري که در يک قالب متجانس در "دنياي جديد" زندگي مي کند. انساني که "اميدوار"، "پاک و بي گناه"، "فردگرا"، "عمل گرا" و "ايده آل گرا" است. اين تيپ ايده آل مردم پسند، توسط نويسندگاني مثل امرسون ، تورئو ، وايت من و وين نظريه پردازي شده اند (فصلنامه آمريکن ، 1979). نش اسميت در مقاله خود در سال 1957 به دنبال تاسيس متد جديدي در پژوهش هاي مربوط به آمريکا شناسي بود. نش بر اين معنا تاکيد مي کرد که آمريکا شناسي با روش هاي جامعه شناختي که تجربه ي عمومي را تعميم مي بخشد، مورد چالش قرار گرفته و همچنين معتقد بود که روش هاي جديد نقادي که متن را مستقل از زمينه هاي تاريخي واجتماعي موردمطالعه قرار مي دهد، با يک نگاه جامع آمريکا شناسي در تعارض جدي است. اسميت بدنبال آن بود که روش مطالعه اي را بدست بيآورد که توسط آن يک "شاهکار ادبي و يا يک دوره استثنائي پرمطلب تاريخي" را بعنوان سند معتبر تحليل کند و شاخصه هاي فرهنگ آمريکائي را از آن گزينش کند. تعصبات و فشار هاي نازيسم آلمان موجب شد بسياري از متفکران فرهنگ شناس آلماني مثل هناآرندت و اعضاء مکتب فرانکفورت مثل آدرنو، هورخايمر و مارکوزه به آمريکا مهاجرت کنند. حضور متفکرين آلماني نگاه انتقادي را وارد حوزه هاي فرهنگ شناسي آلمان کرد و نقش رسانه هاي ارتباط جمعي را در تسخير توده ها، پر رنگ نمود. بر اين اساس بايد گفت، مجموعه مطالعات انجام شده در خصوص فرهنگ آمريکا در حوزه هاي مختلف معرفتي، تمدني، ادبي، هنري و مباحث مربوط به رسانه ها و بطور خاص سينماي آمريکا، حوزه گسترده اي از منابع مطالعاتي را توليد کرده است، که در واقع منابع گسترده اي را در اختيار دانشجويان کارشناسي ارشد رشته ي مطالعات فرهنگي بين المللي آمريکا قرار مي دهد.
رشته : مطالعات آمريکاي شمالي – گرايش مطالعات فرهنگي
دوره : کارشناسي ارشد
تعريف رشته:
1. کارشناسي ارشد مطالعات آمريکاي شمالي – گرايش مطالعات فرهنگي از دوره هاي تحصيلي آموزش عالي مي باشد، که تحت پوشش موسسه ي مطالعات آمريکاي شمالي و اروپا - دانشگاه تهران براي رفع نيازهاي سازمان هاي دولتي و خصوص در حوزه ي فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي ملي و بين المللي، تاسيس شده است. 2. اين رشته طبيعت ميان رشته اي دارد، بر همين اساس از حوزه هاي مختلف علوم انساني در طراحي اين رشته استفاده شده است.
اهداف:
1. اين رشته به منظور تربيت نيروي انساني متخصص براي سازمانها و نهادهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي ملي و بين المللي کشور اعم از سازمانها و نهادهاي خصوصي و دولتي که در زمينه هاي اجرائي و تحقيقاتي و آموزشي فعاليت مي کنند، تدوين شده است. 2. اين رشته همچنين به منظور توسعه و تقويت پژوهش هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي آمريکا شناسي که زمينه هاي نظري فعاليت هاي بين المللي در حوزه هاي مربوطه را تامين مي کند، تدوين گرديده است.
قابليتها و توانائيهاي مورد انتظار فارغ التحصيلان:
1. کارشناسي فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي مربوط به حوزه آمريکاي شمالي. 2. انجام پژوهش هاي لازم در خصوصا مسائل فرهنگي و اجتماعي آمريکاي شمالي به منظور بسط تجربه ها ي بين المللي. 3. توسعه ي آموزشهاي بين المللي در مورد کشور هاي مهم محل منافع و تهديدات بين المللي جمهوري اسلامي ايران.
طول دوره و شکل نظام آموزشي:
طول دوره بر اساس ماده ي 6 آئين نامه ي آموزشي دوره کارشناسي ارشد مصوب 25/10/1373 شورايعالي برنامه ريزي عبارت از حداکثر مدتي است که دانشجويان بايد دروس تعيين شده در اين دوره را که شامل پايان نامه نيز مي شود، بر اساس مقررات مربوطه به پايان برسانند. بر اين اساس متوسط دوره ي تحصيلي اين دوره 2 سال و حداکثر 3 سال پيش بيني شده است. واحدهاي هر نيمسال حداقل 9 واحد مي باشد (ماده 9 آئين نامه فوق الذکر) و دروس بصورت ترمي-واحدي ارائه خواهد شد. هر واحد درس نظري 16 ساعت و درس عملي 32 ساعت مي باشد. تعداد واحد هاي درسي:
دانشجويان دوره ي کارشناسي ارشد مطالعات آمريکاي شمالي، علاوه بر دروس جبراني و پيش نياز لازم، 32 واحد درسي و تحقيقاتي به شرح زير بايد بگذرانند:
الف: 16 واحد الزامي، ب.: 10 واحد اختصاصي (اختياري) ج: 6 واحد پايان نامه د: دروس پيش نياز و جبراني، به تعداد لازم و با رعايت سقف تعيين شده ي زماني، با نظر گروه آموزشي ارائه خواهد شد.
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 12:35 توسط چیرانی
|