تبليغاتX
لحن آبی ذهن - تاریخ اجتماعی

 

 

این مقاله کار کلاسی درس "تاریخ اجتماعی ایران"است که استاد خوبم "دکتر جوادی یگانه "آن را تدریس کردند.یکی از مباحث کلاس در باره ریشه های تشیع در ایران و چگونگی قدرت گرفتن نبروهای مذهبی در ایران دوره صفوی بود.من گریزی به ساختار مشروعیت زدم . البته مطمئنا اشکلاتی دارد چون از ۳ نمره ۵/۲ گرفتم!

 

                             ساختار مشروطیت

                                در گذر زمان

 

گفتگوي آرام، كم كم به يك متينگ گرم تبديل شد و عده اي دور ميز و صندليهاي بوفه دانشكده علوم اجتماعي جمع شدند .يكي تكيه به ديوارداد و گفت :"براي چه راي بدهيم وقتي راي ما دليلي بر مشروعيت نظام  تلقي ميشود!" و ديگري از ميان صندليهاي جلو پاسخ داد :"اين حكومت كه مشروعيت خود را از راي ما نمي گيرد !وقتي ادعا مي كند مشروعيت از خدا مي گيرد و مجلسش، مجلس امام زمان است!"ذهنم در هياهو و ازدحام آشفته تر شد كه قدرت بر پايه هاي چه،بر اين مرز و بوم بر اين مردمان ،خوبان و بي خبران موستولي است!

از فره ایزدی تا رواج تشیع در ایران

بي شك روحانيت و سلطنت ساختارهاي انكارناپذيري در جوامع سنتي هستند.

در كتاب ايران از آغاز تا اسلام نگاهي اجمالي به روابط قدرت در دوره باستانشده است.درسلسله مادها افرادي به نام مغ نقشي مشابه روحانيان داشتند و در دستگاه حكومتي نيز صاحب نفوذ بودند.كتيبه هاي به جا مانده از كورش و داريوش كه به نام اهورا مزدا آغاز مي گشت نشان از سيطره شكوه و فره ايزدي در ريشه و بناي حكومت هخامنشي دارد،هر چند حكومت هخامنشي حكومتي ديندار نبود اما پادشاه در آن مشروعيت خود را مستقيما از خداوندگار بي همتا مي دانست و به واسطه آن خودرا حاكم مال و ناموس مردم  !در زمان ساسانيان اما طريقه حكومتداري با دينداري در هم آميخت و حكومت با تحكيم پايه هاي دين زرتشت و آييني كردن آن در سايه روحانيت و قداست دين ، مشروعيت از خدا مي گيرد.

با جهشي به فصلهاي مياني تاريخ اجتماعي ايران شاه اسماعيل را مي بينيم كه او را مي بينيم كه او نيز با وسيله قرار دادن احساسات مذهبي مردم پا پيش گذاشت. سلسله صفويه كه از سه منبع مهم:امام غايب ،نسبت با امام موسي كاظم و نسبت با يزدگرد سوم(به روايتي پدرزن امام حسين) مشروعيت ميگرفت و شاه اسماعيل رسما خود را نماينده امام زمان قلمداد ميكرد با جلب نظر اكثريت مردمي كه اعتقاد داشتند حكومت به راستي ه فردي از دودمان امامان تعلق دارد ، كسب وجه مي نمود.

هر چند روحانيت به ظاهر جندان ميانه خوبي با سلطنت نداشت و بعضي روحنيان در قبول پستهاي دولتي ترجيح به كناره گيري مي دادند.  اما گويا ‌‌(!)نا خواسته وارد بازي شاهان صفوي شدند! شاه اسماعيل با بر پايي گرايش شيعه در ايران  حكومت خود را هوشمندانه ، براي چيزي بيش از 200 سال تضمين كرد.مرجعيت شيعه هر چند شاهان را غاصب و شرابخوار مي دانست. اما از سوي ديگر به تدريج در فرايند نهادي شدن آيين شيعه در سده هاي شانزدهم و هفدهم وارد بازي شد .  شيعه گري كه سلسله صفويه در به وجود آوردن و تحكيم آن خود را صاحب حق مي دانست ! به اين ترتيب شيعه گري و تبليغ آن از سوي روحانيت خود نهادي در توليد و باز توليد مشروعيت گرديد و البته در اين رابطه ذكر نظر شاردن نيز بي مناسبت نيست كه از "خصلت اطاعت طلبانه " ايراندر عجب است و مي نويسد :"ايرانيان معتقدند از شاهان بايد با وجود همه بي عدالتيها و ظلمهايشان اطاعت كرد مگر مواردي كه خلاف دين و وجدان باشد! "  دستمايه قرار دادن دين و استفاده ابزاري از روحانيت در سلسله ساساني نيز كاركرد مشابهي داشت .اكثر فرامين دين زرتشت در آن دوره به كتابت رسيده و دولت ساساني در اصطلاح با رواج زرتشتيگري به تحكيم پايه هاي قدرت خود نائل آمد.

امواج معنی دار

موج تبليغات ديني و استفاده روز افزون از ادبيات شيعه در دهه اخير نيز نكته قابل بحثي است كه بي رابطه با موضوع مقاله نيست. نامگذاري سالها "امام علي"،"عزت و افتخار حسيني "رواج مفاهيم و فيگورهاي علي وارگي در سطح جامعه ، سياستهاي رسانه اي با شعار نزديكي مردم به خدا و بسط فرهنگ مهدويت و ...را اكر نتوانيم مستقيما در رابطه با استفاده ابزاري از مفاهيم ديني در جامعه كنوني ايران قلمداد كنيم ،حداقل مي توانيم آنها رانشانيهايي معنادار و تاريخي بدانيم .نشانيهايي تاريخي كه احتياج به مطالعه دارند...كه چگونه هوئيت يك ايراني از مال و ناموس پادشاه به رعيت،كارگر،شهروند و انسان صاحب راي در جامعه امروزي تبديل شده اما هنوز شان  و منزلت او براي تعيين سرنوشتش به رسميت شناخته نشده است ؟ چرا هميشه از اخلاقيات و گرايشهاي مذهبي و روحانيش در جهت نيل به اهداف سياسي استفاذه مي شود؟

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 10:30  توسط چیرانی  |